تبليغاتX
... فقط کریستیانو رونالدو - مصاحبه مجله ي "‌ چهار چهار دو " با کريستيانو رونالدو
شنبه بیست و هفتم مرداد 1386
مصاحبه مجله ي "‌ چهار چهار دو " با کريستيانو رونالدو

@ پدر شما در جايي گفته است که خانواده ي شما کم درآمد بوده اما اگر کريستيانو يک توپ در زير پايش قرار مي گرفت هميشه مي خنديد ، خاطراتي از دوران کودکي خود داريد ؟

@@ اين درست است من خيلي ساده خوشحال مي شدم . در روز کريسمس و تولدم ، من تنها يک توپ فوتبال مي خواستم . در آن روزها پول خيلي زيادي نداشتند تا برايم يک هديه ي زيبا بخرند ، در حاليکه من با گرفتن يک توپ فوتبال ، بسيار خوشحال مي شدم .

من هميشه توپ دست ساز مي خواستم چرا که عمر آنها بيشتر بود ، هميشه هم فوتبال بازي مي کردم و گاهي اوقات من به خاطر بازي فوتبال از مدرسه جا مي ماندم . شايد به خاطر همين بود که زياد در مدرسه نماندم و هنگامي که بزرگتر شدم ، تمامي دوستانم در باشگاههاي ماديرا بازي مي کردند . مردم ماديرا سليقه ي بخصوصي در زمينه فوتبال دارند . هر کسي عاشق فوتبال است . اگر سري به فروشگاههاي آنجا مي زديد ، مي ديديد که هر کسي در آنجا راجع به فوتبال حرف مي زند. اين زندگي به سبک پرتقالي است !

 

@ سر آلکس فرگوسن گفته است تو يک بازيکن غير عادي هستي : بلند قد ، قوي و تنومند . تصور نمي کني بازيکنان دريبل زن بايد ظريف باشند ؟

@@ زماني که ماديرا را به مقصد ليسبون ترک کردم ، به ياد مي آورم زماني که مردم مرا مي ديدند مي گفتند که نمي توانم بازيکن حرفه اي شوم ، چرا که بسيار کوچک هستم . سپس بين سن 15 تا 18 سالگي به سرعت رشد کردم و به اندازه ي امروزي ام رسيدم !

البته من روزهاي زيادي را در خيابان و در ميان بچه هاي بزرگتر از خودم بازي مي کردم ، و آنها هميشه من را با تکل هاي سختي که مي زدند ، مجبور به ترک زمين مي کردند . اما من اين موضوع را تحمل کردم چون توانايي هاي خوبي داشتم . بعضي اوقات من به آنها حقه مي زدم و چون چنين چيزي را دوست نداشتند ، مرا کتک مي زدند !

 

@ زماني که خانه را ترک کردي چه فشارهايي را متحمل شدي ؟

@@ زماني که از ماديرا به ليسبون رفتم تنها 11 سال داشتم و اين خيلي برايم سخت و دشوار بود ، من هيچوقت آنرا فراموش نمي کنم ، هر روز گريه مي کردم و به ياد پدر و مادرم مي افتادم .

لهجه ي من کاملآ براي اهالي آنجا سنگين بود چرا که من از جزيره به آنجا آمده بودم ، و اين موضوع مرا از ديگر بچه ها جدا مي کرد . اما الآن که به گذشته نگاه مي کنم ، مي فهمم که دوران خوبي بود چون من ياد گرفتم که چگونه خود را زنده نگه دارم . چون من جواني کاملآ مستقل شده بودن را در آنجا آموختم !

 

@ بسياري از مردم فکر مي کنند که هنوز وقتي که روي پايت تکل مي زنند ، خيلي بر روي زمين مي افتي ، اين افتادن ها هم مربوط به تفاوتهاي فرهنگي مي باشد ؟!

@@ دقيقآ چون بازي در پرتغال خيلي متفاوت است و اگر شما بازي تيم هاي پرتغالي را در تلويزيون تماشا کنيد ، مي بينيد که آنها بي درنگ کار مي کنند . اين در حالي است که قوانين بايد در همه جا يکسان باشد ، اما اينجا ، بسياري از اوقات داوران خطاها را ناديده مي گيرند .

 

@ پس شما سعي نمي کنيد که داور را فريب دهيد ؟

@@ نه فوتبال در اينجا متفاوت است ، با طرز فکري متفاوت !

 

@ آيا از بودن در باشگاه منچستر يونايتد لذت مي بري ؟ جايي که بازيکنان جوان زيادي دارد !

@@ بودن در کنار اين گروه از بازيکنان که روحيه ي خيلي خوبي دارند ، واقعآ شگفت انگيز است ، ما در باشگاه بسيار بزرگي عضو هستيم و همه اميدواريم که به سطح متفاوتي از آنچه که الان هستيم دست يابيم . ما هميشه در حال يادگيري هستيم . و در اينجا هنوز هم بازيکنان مسني وجود دارند که مي توانند چيز هاي زيادي به ما ياد بدهند !

 

       

 

 

      

 

نظر يادتون نره ...  راستي يه سوال  : امشب بازي " منچستر " با " منچستر سيتي "‌ از شبکه ي 3 پخش مي شه ؟  ساعت چند ؟

 

به اميد پيروزي منچستر مقابل سيتي ها :

منچستر يونايتد ... کريستيانو رونالدو ... ( لطفآ با ريتم بخوانيد !!!  )

 

نوشته شده توسط پریسا در 18:45 | | لینک به این مطلب